مرجع وبلاگ نویسان استان همدان

اطلاع رسانی و انعکاس مطالب و اخبار وبلاگ های استان همدان

مرجع وبلاگ نویسان استان همدان

اطلاع رسانی و انعکاس مطالب و اخبار وبلاگ های استان همدان

مرجع وبلاگ نویسان استان همدان
طبقه بندی موضوعی
پیوندها



در این وبلاگ
در كل اينترنت
  • هیئتهای دیسکو!

    يكشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۴۴ ق.ظ

                                 

     درست بعد از نماز مغرب بود که به دلم افتاد برم هیئت و یه دل سیر واسه امام حسین (ع) اشک بریزم و سینه بزنم وعزاداری کنم ، برای همین از خونه زدم بیرون راهی هیئت شدم...

       از دور صدای بلندگوی یکی از هیئت ها منو به سمت خودش کشوند ؛ اما وقتی رسیدم با صدای عجیب و غریبی روبرو شدم و انگار مداح صداشو از سیستم ماشین پخش می شد هی میگفت اشیتن اشیتن اشتین !!! از یکی از افرادی که اونجا بود پرسیدم ببخشید ایشون دارن چی میگن؟ گفت داره میگه حسین حسین حسین !!! باخودم گفتم اینجا نمیشه به امام حسین (ع) رسید و رفتم....

    به هیئت بعدی که رسیدم رفتم داخل اما نمیدونم چرا مداحشون سکسکه گرفته بود و هی می گفت حسین عق عق عق حسین عق عق عق !!! و ملتم داشتن به قصد کش خودشون رو میزدن. به بغل دستیم گفتم یعنی یکی نیست به این بنده خدا آب بده تا سکسکش بند بیاد؟ گفتش که این یکی از شیوه های مداحیه! دیدم اینجا هم نمیشه به امام حسین (ع) رسید و پاشدم رفتم بیرون.

    کمی جلو تر یه هیئت دیگه رو دیدم که مداحش خیلی خوب می خوند و با ذوق اینکه یه جای مناسب پیدا کردم رفتم داخل. اما چشمتون روز بد نبینه... دیدم همه لخت شدن و به حالت رقص دارن سینه می زنن. یه نگاه به در و دیوار کردم و دیدم سیاه پوشه، خوب گوش دادم دیدم طرفم داره مداحی می کنه، موندم پس چرا اینا دارن میرقصن و سینه می زنن؟ باخودم گفتم اینجاهم نمیشه به امام حسین (ع) نزدیک شد و رفتم.

    حسابی کلافه شده بودم که صدای یه نوحه خوب منو جذب کرد سمت یه هیئت دیگه و رفتم داخل. داشتم سینه می زدم که حواسم رفت رو متن نوحه مداح. خوب که گوش دادم دیدم همش از چشم، ابرو، دست، بازو، مو و ... صحبت می کنه اصلا هیچی از خود حادثه کربلا نمیگه و انگار داره برا دیگران یه پوستر بازیگر رو تجسم می کنه. دیدم اینجا هم نمیشه به یاد امام حسین (ع) افتاد و زدم بیرون.

    مونده بودم چیکار کنم، هرجا می رفتم یه نوعی مداحی می کردن و تو این حال و هوا بودم که رسیدم به یه هئیت دیگه، رفتم داخل. همه داشتن سینه می زدن و مداح هم مداحی می کرد که یکدفه تو مداحیش گفت من سگ حسینم اگه باور نداری عو عو و یکدفعه همه سینه زنا شروع کردن به صدای سگ در آوردن. دود داشت از سرم بلند میشد که مجلس امام حسین (ع) این بی حرمتی ها؟ گفتم اینجا جای من نیست و سریع زدم بیرون.

    دیگه داشتم نا امید می شدم که رسیدم به یه هیئت دیگه و گفتم بزار اینجارو هم امتحان کنم و رفتم داخل. مداح داشت نوحه می خوند اما یه مقدار که گوش دادم دیدم ای داد آهنگ این نوحه چقدر شبیه به اون ترانه خواننده اونور آبیه و حسابی اون ترانه خون رو تصور کردم و یدفه به خودم اومدم گفتم من اومدم به یاد امام حسین (ع) عزاداری کنم یا به اون خواننده فکر کنم؟ و از اون هئیت  هم اومدم بیرون.

    گفتم برگردم برم خونه که تو مسیر رسیدم به یک مسجد، رفتم داخل. عجب فضای دلنشینی بود. مداح داشت به سبک معمول مداحی می کرد. خبری از لخت شدن و رقص و ترانه و چشم و ابرو و اشتین اشتین و سکسکه و صدای سگ و ... نبود و تا تونستم یک دل سیر برای ارباب بی کفنم گریه کردم و سینه زدم...

    پ.ن : متأسفانه هیئت های ما دارن به بد مسیری میرن. توجیه اونا جذب جووناست اما با این جذب اونارو از امام حسین (ع) دور می کنیم. یاد حاج آقا باقری امام جمعه سابق شهرمون بخیر که همیشه بعد از تمام هیئات دفترش پر می شد از انواع جون ها چه لات چه مشروب خور و چه حزب الهی و همه در کنار هم برای مصیبت های امام حسین (ع) اشک می ریختیم و خیلی ها در همین مراسم روضه یک ساعته توبه می کردن و بر می گشتن...


    منبع: وبلاگ معبر سایبری فندرسک

    http://sayberi174.persianblog.ir/post/1725

    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">