مرجع وبلاگ نویسان استان همدان

اطلاع رسانی و انعکاس مطالب و اخبار وبلاگ های استان همدان

مرجع وبلاگ نویسان استان همدان

اطلاع رسانی و انعکاس مطالب و اخبار وبلاگ های استان همدان

مرجع وبلاگ نویسان استان همدان
طبقه بندی موضوعی
پیوندها



در این وبلاگ
در كل اينترنت
  • همسایه ثواب کار، کباب شد!

    سه شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۴، ۰۹:۲۱ ق.ظ

    صورتت را پوشانده اند، انگار که دیدنی نیست، اما من دوست دارم تو را ببینم! نترس؛ کسی دست به پوست سوخته ات نمی زند، پوستی که حالا تحمل حتی یک بوسه را هم ندارد، فقط میخواهم تو را آن طور ببینم که خودت خواستی، مگر نخواستی که صورتت را با جان دو نفر معاوضه کنی؟ صورتی که به دو برابر جان آدمی می ارزد دیدنی نیست؟ آنچه را که تو فروخته ای، خدا خریده است، باور کن!

    جوان تویسرکانی که برای جان دو نفر از چنگال آتش، زیبایی صیرتش را به زیبایی صورتش ترجیح داد...

    نام این جوان فداکار "حمید" است، جوانی ۳۱ ساله، متأهل و دارای یک فرزند.

    وی در یکی از روزهای آذرماه سال گذشته نزدیک ظهر خسته از سرکار به خانه‌ بر می گردد، آن روز کوچه با سروصدای پیرمرد و پیرزنی شلوغ شده بود، صدای پیرزن چندان بالا نمی‌رفت فقط به‌ اندازه‌ای بود که "حمید" بشنود تا برای کمک به آنان وارد خانه همسایه شود، پسر همسایه معتاد بود و با توهمی که از مصرف شیشه پیداکرده بود، چاقو به دست قصد جان پدر مسنش را که بر روی ویلچر است می‌کند...


    "حمید" هر طور که می‌شود، چاقو را از دست این معتاد می‌گیرد، پسر معتاد از کار "حمید" عصبانی می‌شود و گالن پر از بنزین را برداشته و بر روی بخاری می‌ریزد، به‌ یک‌ باره همه اتاق در آتش احاطه می‌شود، "حمید" پیرزن را به بیرون هدایت کرده و  زمانی که می‌خواهد پیرمرد را هم در آغوش بگیرد و بیرون ببرد در آتش زبانه کشیده گرفتار می‌شود.


    "حمید" که در خانه استیجاری زندگی می‌کرد برای خرج و مخارج بالای درمان پرایدش را می‌فروشد و با توجه به نوع سوختگی و شدت آن همسرش نیز به‌تنهایی نمی‌تواند از او نگهداری کند، بنابراین برادر "حمید" هر طور شده منزلی برایش تهیه می‌کند و پدر و مادرشان نیز از زندگی خود دست می‌کشند و با همسر و فرزند "حمید" به نگهداری از او می‌پردازند.


    خرج و مخارج‌ها بالا و بالاتر می‌رود تا اینکه در اسفندماه سال گذشته به کمیته امداد تویسرکان مراجعه می‌کنند و درنهایت فروردین‌ماه عضوی از مددجویان امداد می‌شوند.


    کارت درمانی امداد و دریافت سه میلیون تومان بلاعوض هم نتوانست آنان را در تأمین هزینه‌های درمان یاری دهد و آنان از تمامی سرمایه‌های انباشته خود استفاده کردند و حال زمان می‌گذرد و "حمید" همچنان به‌ سختی زندگی خود را می‌گذراند.


    پنجم مردادماه امسال "پرویز فتاح" رئیس کمیته امداد کشور که برای مراسم روز تویسرکان به این شهر سفرکرده بود، با خانواده "حمید" دیداری دارد، در این دیدار فتاح قول مساعد برای تأمین ۲۲ میلیون تومان را به او می‌دهد، اما تاکنون این مبلغ به دست "حمید" و خانواده‌اش نرسیده است.


    هزینه‌های درمان بسیار بالا است، دومرتبه حمام کردن "حمید" در روز، هزینه داروهایی که برای جلوگیری از عفونت و یا موارد دیگر نیاز است و در دفترچه درمانی "حمید" نمی‌توانند بنویسند، رفت‌وآمدهای "حمید" به تهران برای درمان و ... همه بخشی از هزینه‌های جاری درمان است که دیگر این خانواده توان پرداخت آن را ندارند.


    حتی اگر هزینه‌های درمان اولیه پرداخت شود و آن‌ها مشکلی در خصوص تأمین این هزینه‌ها نداشته باشند، تازه نوبت می‌رسد به هزینه‌هایی که باید حداقل برای جراحی پلاستیک صورت و دست‌های حمید تامین شود که از بیرون نمایان است؛ حال برای این درد چه باید کرد؟


    می‌گویند خودمان از پس همه‌چیز برمی‌آییم، اما مددکار "حمید" خوب می‌داند که چگونه با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کند و باسیلی صورت خود را سرخ نگاه می‌دارد، صورتی که آتش فداکاری آن را سوزانده و خانواده "حمید" تمام سرمایه‌های خود را در این‌یک سال برای درمان هزینه کرده‌اند و حال پدر و مادرش به گردو شکستن روی آورده‌اند...

    این روزها مردم ایران علاوه بر گردوی تویسرکان باید "حمید" این دیار را هم به فداکاری بشناسند...


    منبع: روداور

    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">